تبليغاتX
مخلوقی که رسالتش خلق کردن است
انسان وارث خداست و کلمات وارثان انسانند

سلام

سلام

ميدوني من کي هستم؟

نه!!!

من خدا هستم

تو خداي مني!!!

بله

خيلي دوست داشتم ببينمتون

براي چي؟

ميدونيد… بابا بزرگ ميگه شايد قبلا من يکي بودم که زنده بوده ، همين که اون مرده من جاش به دنيا اومدم…!؟

مامان بزرگ هم ميگه من جسمم که روح خدا در من دميده شده …!؟

کدومشون راست ميگن؟؟؟

تو چند سالته؟

من 10 سالمه ، البته دارم ميرم تو 11 سال ، بزرگ شدم…

توي اين 10 سال سعي کردي مثل کسي باشي؟

آره سعي کردم مثل اماما و پيامبرا باشم مثل امام علي (ع) که خيلي دوسش دارم

خب پس بابا بزرگ راست ميگه

يعني من قبلا يکي ديگه بودم که مرده و من به جاش زنده شدم؟

آره … مگه نميگي تو اين سالها سعي کردي مثل ديگران باشي – البته من خوشحالم که آدمهاي پاکي رو انتخاب کردي – ؟

درسته

خب پس بابابزرگ درست ميگه… چون خيلي تلاش کني ميشي مثل الگوهايی که انتخاب کردی.

… ( پارسا به فکر فرو مي رود)

حالا يه سوال ؟

بپرس عزيزم

شما چه مهربونيد؟!!

من شما آدمها رو خيلي دوست دارم .. بپرس

حالا اگه من بخوام مثل شما باشم اونوقت چي؟ شما که به دنيا نيومديد که از دنيا بريد. در نتيجه بابابزرگ اشتباه گفته…

درسته … ولي اون وقت به حرف مامان بزرگت ميرسي

چطور؟!

چون تو ميشي فقط يه جسم که روحت منم .

پارسا با نگراني خب بالاخره حرف مامان بزرگ درسته يا بابابزرگ

هر دوشون

مگه ميشه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا من بهت يه چيزي ميگم برو به مامان بزرگ و بابا بزرگ بگو

 

به مامان بزرگ بگو:

روح من در جسم توست تا خالق باشي مثل من

 

به بابا بزرگ بگو:

زنده شدي تا خلق کني و خلق کن تا هيچگاه نميري و ماندگار باشي مثل من

(صبح که پارسا از خواب بيدار شد تازه دريافت که :

آمده است تا مخلوقيباشد که رسالتش خلق کردن است)


+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1384ساعت 19:19  توسط پارسا  |