باران می آید
در تمام کوچه ها بوی کاه گل می آید
گویی کاه بر جسم بی جان انسانها پاشیده اند....
پارسا برخیز
مگزار عطر کافور را به بهای باران بفروشند
که باران تنها سرمایه آسمان است.....

باران می آید
در تمام کوچه ها بوی کاه گل می آید
گویی کاه بر جسم بی جان انسانها پاشیده اند....
پارسا برخیز
مگزار عطر کافور را به بهای باران بفروشند
که باران تنها سرمایه آسمان است.....


و تو ای کودک گستاخ شده فرار میکنی...؟
پاسخی به سوالات زیبای رویا جونم که مهربونه و خالق:
شکستها از سرنوشت من است يا از باورهاي من
آدم تا چه اندازه مي تونه از اون چيزي كه در گذشته بوده فاصله بگيره ؟؟؟
پارسا به سايه اش مينگرد و سايه خيره به او
خدا در تنهاييش ما را آفريد و ما در تنهاييمان ...
امروز پارسا خودش را در آینه دید
پارسا در کودکی خواب خدا را میبیند
رویارویی تجدد و روشنفکری با سنت و دین باوری
بازنگری از درون لازمه جنبشی پویا
اولین دیدار پارسا با خدا(من کی هستم؟)