تبليغاتX
مخلوقی که رسالتش خلق کردن است
انسان وارث خداست و کلمات وارثان انسانند

                        

 

براي جواب اين سوال بايد فکر کرد...

 

انسان   گذشته  و   فاصله     اين دو  ...

به طور طبيعي هر چه انسان از زمان حال خودش فاصله مي گيرد گذشته را خلق ميکند

يعني  «گذشته» حاصل فاصله انسان با زمان حال خودش است

و اگر ما اين فاصله رو برگردونيم ، به حالي ميرسيم که در اون متناسب با نيازها و امکانات و شرايط و محيط اطرافمون عملکرد و وضعيتي خاص داشتيم .

اما گذشت زمان وضعيت ما رو تبديل به اون چيزي کرده که در گذشته نبوديم ...

در نتيجه ؛ فاصله گرفتن از گذشته و خود گذشته مخلوق من و تو هستند در گذر زمان ...

 

حالا مي خوايم فکر کنيم تا چه اندازه ميتونيم نسبت به گذشته (وضعيت گذشتمون) تغيير کنيم يا فاصله بگيريم؟

اندازه فاصله گرفتن از آنچه بوديم به چند مولفه وابسته است و نسبت به ميزان تاثير آنها کم و زياد ميشود .

1. نوع برخورد ما با باورهايمان    

2. موفقيتها و ناکاميها    

3. نوع تغيير شرايط اطرافمان    

4. نوع تغيير در خودمان( روحي و جسمي)    

5. تغيير نگاه و خواستگاه ديگران از ما    

6. نفس عميق 

 

1. نوع برخورد ما با باورهايمان:

ساده بگم ؛ هر وقت به اين سوال که ( چرا باور يا قبول داريم فلان چيز خوب يا بده؟) جواب دهيم . نوع برخورد ما با جواب ميتونه تغيير و يا تصديق باور قبلي باشه ، لاجرم در ما نسبت به گذشته فاصله ايجاد ميشود و ديگه اون پارساي قبلي نيستيم .

 

2. موفقيتها و ناکاميها :  

هر موفقيت و هر ناکامي ما رو به سويي ديگر راهنمايي ميکند و اين طبيعتِ هر پيروزي و يا شکست است ، چرا که انسان براي تغيير و تحول به سمت پيروزي ميرود و شکست روي ديگر همان تغيير و تحول است . در نتيجه اين تحول نسبت به تحول لحظه اي قبل فاصله اي ايجاد مي کند و ديگر من و تو همان کسي که در عرصه رقابت بوده و حال پيروز يا شکست خورده ايم ، نيستيم .

 

3. نوع تغيير شرايط اطرافمان:  

و اما شرايط اطراف ما ، اين شرايط ميتونه از تغيير اتاق خواب باشه تا تغيير شهر  و يا تغيير در محيطي که در آن هستيم . مثل تغيير از دبيرستان تا دانشکاه ، دانشگاه تا جامعه ، خدايي نکرده از دست دادن نزديکان و ...

نکته قابل ذکر در مورد مولفه تغيير شرايط  اينجاست که در موارد ديگر ،ديگران يا محيط در ايجاد فاصله به ما کمک مي کردند،  اما خود ما بوجود آورنده فاصله بوديم . ولي در اين مورد ( نوع تغيير شرايط اطرافمان ) محيط و ديگران  نه تنها در ايجاد بلکه در شکل گيري فاصله ما با گذشته نقش ايفا ميکنند .

 

4. نوع تغيير در خودمان( روحي و جسمي):    

فکرکنم اين مورد کاملا مشخص باشه ، فقط چند تا مثال ميزنم . بلوغ در انسان ، پرش از مقطع سني به مقطعي ديگر ، ازدواج و غم و خوشحالي که تاثير بر نوع برخوردهاي روحيمان باشد و...

 

5. تغيير نگاه و خواستگاه ديگران از ما : 

اين مورد تا حدودي به مورد 3 وابسته است چرا که نوع تغيير شرايط در تغيير نگاه و خواستگاه ديگران نسبت به من و تو بسيار تاثير گذار است و چه بسا نوع تغيير شرايط شکل دهنده تغيير در خواسته هاي ديگران باشد .

تغيير انتظار و خواستگاه يک پدر از دختر 8 ساله اش تا دختر 18 ساله و يا تغيير خواستگاه همسر نسبت به شوهرش تا زمان پدر شدن او و... براي مثال خود پدر شدن فاصله اي را در فرد نسبت به گذشته اش ايجاد ميکند اما تغيير خواستگاه ديگران نسبت به او به عنوان يک پدر فاصله را قوت مي بخشد .

 

6. نفس عميق 

و اما نفس عميق!!

من اسمش رو گذاشتم نفس عميق ، در نفس عميق آدم يک بار با تمام وجود هوا رو به داخل ريه هاش ميکشونه و بعد با تمام وجود اون رو از ريه هاش خالي ميکنه...

در ظاهر فرقي نکرده هر چه به داخل راه داده با همان شدت به خارج ميراند اما نتيجه اي جالب به دست مي آيد و آن آرامش و تازگي در انسان است ؛ حتما ميدونيد روشهايي به عنوان تنفس درماني هم وجود داره

حالا منظور من چي بوده و چه ربطي به فاصله انسان با گذشتش داره ؟ گاهي اوقات ما بدون شرايط بالا يا با تمام شرايط بالا جهشي تاريخي در زندگي خود مي نماييم و فاصله اي شگفتي آور در خود نسبت به گذشته ايجاد ميکنيم که من اسمش رو نفس عميق گذاشتم ...

 

خب ببخشيد پر حرفي کردم

تا بعد...


+ نوشته شده در  دوشنبه 14 فروردین1385ساعت 19:13  توسط پارسا  |