تبليغاتX
مخلوقی که رسالتش خلق کردن است
انسان وارث خداست و کلمات وارثان انسانند

                     

 

به نام خدا که خالق همه کس و همه چیزه اما میگن خودش خالق نداره

هیچکس این روزا جواب و حسابی به سوالای من نمی ده . همش میگن :

رویا خیلی سوال می کنی ...رویا فعلاً برو به درسات برس . این سوالا برات زوده ...رویا بعداً یزرگتر می شی و خودت همه چیزو می فهمی ...

ولی من حالا میخوام بفهمم . نمیتونم این همه صبر کنم . تا اون موقع هزار هزار تا سوال دیگه هم به سوالام اضافه میشه...

خلاصه  همه چی می گن ، جز اینکه جوابمو بدن

آقا جان سوالای من ایناست . از کی بپرسم :

۱ـ چطوری می شه که گوشت و پوست من و شما از خاک به وجود اومده باشه ، اما هیچ شباهتی به خاک نداره ؟

 

پارسا: ببین دختر گلم اینکه میگن از خاک منظور این نیست که حتما خاک یا گلی که میبینی باشه

رویا جان گوشت و پوست و استخون تو بر اثر غذا خوردن رشد میکنه و شکل میگیره ....

از طرف دیگه تو چرخه غذایی ( که احتمالا تو درس علوم چرخه غذایی رو میخونید اگه نخوندی بگم یعنی گیاه از خاک میروید گوسفتد گیاه رو میخوره و گوسفتد رو باز انسان میخوره باز بعد از مرگ انسان به زیر خاک میره و میشه مثل خاک) خاک نقش اصلی و اساسی رو داره و به شکلی میشه گفت وجود من و تو قسمتیش از آب و قسمت عمده اش از خاک  پس میشه گفت ما از خاک آفریده شدیم

البته شایدم به خاطر اینکه خاک پاکه و باعث پاکی میشه خدا گفته انسان رو از خاک آفریده تا بدونیم هم پاکیم و هم میتونیم به پاک کردن دیگران کمک کنیم ...

 

۲ـ اگه اولین آدم از خاک آفریده شده ، دومی چطوری و از کجا اومده ؟

 

پارسا:آدم (مرد) و حوا (زن) با هم آفریده شدن و آدمای دیگه بچه های آدم و حوا هستند

در مورد خاک هم که تو سوال قبلی برات توضیح دادم عزیزم...

 

اونم از خاک بوده یا به دنیا اومده ؟ اگه به دنیا اومده ، پس پدر و مادرش کیا بودن ؟ پدر و مادرش از کجا ؟

 

پارسا: آدم و حوا به دنیا نیومدند یعنی پدر و مادر ندارند و خدا خودش خلقشون کرده ...

 

۳ـ اگه منو قانع کردید که انسان از خاک به وجود اومده ، لطفاً بعدش بهم بگید که حیوان ها هم از خاک درست شدن ؟

 

پارسا: رویا جون نمیدونم قانع شدی یا نه اما باید بگم که آره وجود انسان و حیوانات یکیه اما خب حیوانات بستگی به نوع خلقتشون تقسیم بندی شدن که خودت خوب میدونی چون میدونم درس علومت باید خوب باشه...

 

اگر نه ، پس اولی از کجا اومده ؟

 

پارسا: رویای گلم حیوانات هم آفریده خدا هستند . خدا همون اول یک جفت از هر حیوانی رو خلق کرد ...

 

۴ـ سوال مهم مهم و خیلی مهم من اینه که اگه خدا همه چیزو آفریده ، پس کی خدا رو به وجود آورده ؟

 

پارسا: خدا یعنی توانایی مطلق ، بی نیازی مطلق ...

ببین دختر خوبم  وقتی تو یک کیک رو میپزی به عبارت دیگه داری خلقش میکنی به نوعی کیک رو به خودت نیازمند کردی ..چرا؟ چون اگه مراقب نباشی میسوزه ... عجب مثالی زدما... وقتی یه چیزی رو خلق میکنی اون چیز تا آخر به تو نیازمنده ... مثلا اگه یه چیزی رو در آینده ان شا الله اختراع کردی تا آخر این اختراع به تو نیازمنده ... چون تکامل و در صورت خراب شدنش درست کردنش کار توست ...خب... حالا خودت بگو مگه میشه خدای من و تو که از همه توانا تره و بی نیاز مطلقه ، مگه میشه خالق داشته باشه؟ اگه خالق داشته باشه که دیگه بی نیاز نیست... اگه بی نیاز نباشه و نیازمند باشه که دیگه خدا نمیشه...

پس خدا رو کسی به وجود نیاورده بلکه این خدای مهربون قشنگه که من و تو رو به وجود آورده عزیزم.

 

مامانم ، معلمم ، بابام ، خواهرام ، همه یه جورایی برام توضیح دادن . اما هنوز نتونستم قبول کنم که خدا به خودی خود بوده و هیچکس اونو نیافریده . یعنی چی از اول بوده ؟

 

پارسا: خب اینکه هنوز قبول نکردی چیز بدی نیست باید بیشتر مطالعه کنی و فکر کنی تا به حقیقت برسی مهربونم ... اما این که از اول بوده یعنی چی ؟ باید بگم یعنی خالق همه چیز خداست.. خب معلومه دیگه وقتی خدا خالق همه چیز هست پس چطور میشه قبل از خدا چیز دیگه ای باشه ... تازشم اگه بگیم چیزی قبل از خدا بوده (خدا از اول نبوده) خدای بی نیازمون رو به اون چیز نیازمند کردیم ... پس اگه خدای من و تو بی نیازه پس حتما اولین بوده در آفرینش...

 

اول کجاست ؟ آخر کجاست ؟

 

پارسا: ببین رویا جون ، اول و آخر زمانی معنی پیدا میکنه که زمان اونجا باشه ... مثلا وقتی میگیم اول چیزی یا آخر چیزی یعنی اون چیز رو توی گذشت زمان تصور کردیم ... تا حالا خواب دیدی عزیزم ... تو خواب گاهی یه دفعه شب روز میشه روز شب میشه زمان و اول و آخر خوابمون مشخص نیست ...درسته؟ ... میدونی چرا؟ ... چون تو خواب زمان وجود نداره ... گاهی یه لحظه میخوابی ولی کلی خواب میبینی ... گاهی هم کلی میخوابی یه لحظه خواب میبینی... اینا همه به خاطر نبود زمان در عالم خوابه...

حالا عزیزم زمان رو خدا برای این دنیای ما آفرید تا اول و آخر عمر ،معنی پیدا کنه ... پس اول و آخر برای خدا معنی نداره ... فقط برای من و تو معنی داره تا بدونیم فرصت کمه و باید کارای خوب بیشتری انجام بدیم...

 

آخرش خدا می مونه یا مثل ما عمرش تموم می شه ؟

 

پارسا: گل من خدا که عمر نداره ... ببین اکسیژن اگه نباشه من و تو نمیتونیم نفس بکشیم اما حالا که احتمال داره من و تو خفه بشیم و بر اثر نبود اکسیژن بمیریم (خدایی نکرده) پس میشه گفت اکسیژن هم میمیره ؟!؟ دیگه خودت فکر کن ببین  میشه به خدای همیشگی گفت روزی میمیره...

 

یعنی قبل از اول هیچکس نبوده ؟ آخه چطوری ؟

 

پارسا: خدا بوده ... تنهای تنها

خدا خلاق بوده مثل تو چیزای جدید خلق میکرده ... البته نه به خاطر نیاز به مخلوقاتش ... نه ... به خاطر این که از حضور خودش لذت ببره  ... فرشته ها رو خلق میکنه ... زمین رو... کهکشانها رو.... حیوانات رو.... و انسان رو هم خلق میکنه البته انسان تنها مخلوقیه که صفات خدا رو میتونه داشته باشه مثل تو که دوست داری  به حقیقت برسی و صفت حقیقت خواهی خدا رو خیلی داری ... البته مثل خدا مهربون هم هستی ...

 

تو قرآن نوشته : لم یلد و لم یولد

مامان می گه معنیش اینه که خداوند نه بچه داره ، نه پدر و مادر . نه کسی رو به وجود آورده . نه کسی اونو به وجود اورده .

این منو گیج می کنه واقعاً

راستش میدونید چیه ؟ هر چی با خودم فکر می کنم احساس میکنم که خدا کامل نیست . اما نمیتونم منظورمو بهتون بگم . نمی دونم چه جوری باید بگم ؟

 

پارسا: خب سعی کن منظورت رو بهم بگی تا منم از نظر تو دختر گل استفاده کنم

ولی بگم که خدا زمانی خداست که کامل باشه

هر وقت به چیز کاملی رسیدی اون خدای توست

پس بخوان بخوان بخوان ، اندشه کن اندیشه کن اندیشه کن ، بپرس بپرس بپرس ، تا خدا را دریابی...

 

موفق باشی


+ نوشته شده در  یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 0:32  توسط پارسا  |