تبليغاتX
مخلوقی که رسالتش خلق کردن است
انسان وارث خداست و کلمات وارثان انسانند

             

بازم اومدم پیشت تا با هم حرف بزنیم . خوب یکی یکی بریم جلو .

جواب این سوال اولم رو خیلی خوب فهمیدم .البته مامانی هم کمی برام توضیح داد . کاملا قانع شدم .

پارسا:یه توضیح کوچولو به رویا جونم در مورد جمله آخرم بدم اونم این که اول بخوان بخوان بخوان بعد اندیشه کن اندیشه کن اندیشه کن بعد بپرس بپرس بپرس ...دختر گلم همیشه ترتیب این سه رو رعایت کن و بدون تا نخونی نمیتونی اندیشه کنی تا اندیشه نکنی به سوالات سازنده و مفید نمیرسی...

 

جواب سوال دومم یه جورایی با جواب سوال اول جور در نمیاد . یا من متوجه نمی شم . خوب توی جواب اول من و شما و بقیه آدما وجود داریم ، بعد همونجور که شما توضیح دادین گوشت و پوست و استخونمون با غذا خوردن رشد می کنه و غذایی که ما میخوریم هر جور که فکرشو بکنیم آخرش برمیگرده به خاک . خوب ؟ اما توی سوال دومم گفتم که اولین آدم . یعنی این که اصلا چجوری به دنیا اومده تا بعدش با غذا خوردن وجودشو به خاک ربط بدیم ؟یعنی یک دفعه ای مثل یه گل سبز شده ؟ ذره ذره هم که نمیشه . مگه نه ؟ این منو قانع نکرد که پدر ومادر نداشتن و خدا خودش خلقشون کرده . باز همون سوال برام پیش میاد که یه هویی به وجود اومدن ؟ آخه چطوری ؟ در مورد حیوانها باز قانع نکردی منو . اونا هم یک دفعه ای به وجود اومدن ؟ یعنی مثلا دیروز نبودن . بعد یه دفعه امروز سر و کلشون پیدا شد ؟

پارسا:اول بگم که خیلی خوشحالم که بیشتر جوابام تو دختر خلاق و اندیشمندم رو قانع نکرد ... جز این هم انتظاری نداشتم مطمئن بودم قانع نمیشی و بازم فکر میکنی و سوالای جدید خیلی خوشحالم از این رفتارت ، منم تا جایی بتونم پا به پات میام جلو و سوالاتت به رشد من هم کمک میکنه ... ممنون رویا جونم

اما جواب این سوالت که همشون رو میشه خلاصه کرد به این که از اول چجوری انسان و حیوان و گیاه خلق شدن؟

ببین دانشمند کوچولوی من ، جواب من رو که خوندی چقدر فکر کردی و باز برات سوال به وجود اومد؟ بیشتر فکر کن... حالا بیا با هم فکر کنیم ..خوبه؟... خدا یک سری موجوداتی رو خلق میکنه...

خلق کردن یعنی از یک سری واکنش و با عملی چیزی رو درست کردن.

به احتمال زیاد خاک و این کره خاکی (زمین) در این واکنش بی تاثیر نبوده عده ای میگن بر اثر یک انفجار در کره زمین موجودات خلق شدن...

شاید بگی مگه میشه ار یک واکنش یا انفجار موجود زنده خلق بشه ؟

یه مثال برات میزنم ...  کپک یک موجود زندس ولی بر اثر یک واکنش خلق میشه یه نون که زنده نیست رو اگه بزاری یه جای گرم بعد از مدتی کپک میزنه ...

رویا جون چگونگی پیدایش موجودات چه انسان چه موجودات دیگه همه بر اثر گسترش علم زیست شناسی (علوم) به مرور زمان کشف میشه...

کم کم با مطالعه درس علوم و در آینده زیست شناسی میتونی بهتر به تنیجه برسی...

اما چیزی که من میتونم بهت بگم اینه که تو خلقتت با دیگر موجودات یه فرقی داره اونم اینکه تو قدرت تفکر داری میتونی وضعیت خودت رو تغییر بدی ... میتونی چیزای جدید کشف کنی... اگه به چگونگی پیدایش موجودات خیلی علاقه داری درس علومت رو خوب خوب بخون و کتابهایی در مورد پیدایش جانوران نوشته شده که به این کتابها میگن کتابهای زیست شناسی...

مطمئنم اگه علاقه داشته باشی روزی یک دکتر خوب خواهی شد که نظریه های جدیدی میدی ... و روزی فرزند من برای رسیدن به جواب سوالاتی که تو الان داری کتابهای تو رو خواهد خوند...

 

در مورد کیک درسته . من اونو بوجود میارم . و اون به من نیازمنده و من باید مراقبش باشم تا مثلا نسوزه . اما من که خالق اون کیکم ، کامل نیستم . خودم نیاز های زیادی دارم . خودمو باید مراقبت کنن . باز خودم خالق دارم . درسته ؟
میشه برام بیشتر توضیح بدین ؟ شایدم خدا که خالق ماست و ما بهش نیاز داریم ، باز اونم نیازهایی داشته باشه و باز یه خالق داشته باشه . اینو نمیتونم بفهمم دایی .

پارسا:رویا جونم کاملا درست میگی کیک به تو نیاز داره و تو هم به چیز دیگه ای نیاز داری اصلا به خوردن کیک نیاز داری ... درسته؟

خب عزیزم اگه قرار بود تو نیاز نداشته باشی و بی نیاز بی نیاز باشی میشدی خود خدا ... بدون تو صفاتی رو از خدا داری مثل خلاقیت ولی همه صفات رو نداری برای همین بی نیاز مطلق نیستی...

رویا جون خوشفکرم بشین فکر کن ببین اگه خدا به چیزی نیاز داشته باشه پس باید خدایی داشته باشه تا نیازش رو برآورده کنه ... مگه نه؟ ... یه زمانی فکر میکردن خورشید خداست بعد دیدن خورشید خودش یک ستارس که از اون بزرگتر هم تو کهکشانها وجود داره برای همین الان اگه یکی بگه خدای من خورشیده همه میخندن... مگه نه...؟

من که تو سن تو بودم میدونی خدا رو چی تعریف میکردم؟

میگفتم خدا یک نیرو و قدرته که خودش این قدرت رو داشته و با کمک قدرت خودش این جهان رو خلق کرده کلی از قدرتشم به من و تو داده به شرط اینکه بتونیم از قدرتمون استفاده کنیم...

قبلا هم بهت گفتم هر وقت به چیزی رسیدی که از همه توانمند تر بود و بی نیازتر بدون اون خداست...

میدونی تو چرا سوال میکنی کی به تو قدرت داده تا این سوالها رو بکنی ؟ چرا دوستای همسنت همشون همین سوالا رو نمیکنن؟ چرا همه مثل تو فکر نمیکنن مگه مثل تو نیستند ؟ جواب همه این سوالا اینه که تو از یک سری قدرتت استفاده کردی (قدرت تفکر) اما اونا نکردن...

 

در مورد اول و آخر هم کلی سوال دارم .اما باید خیلی در موردش فکر کنم شاید بتونم حلش کنم . پس رو این جوابتون بازم فکر میکنم .
در مورد عمر خدا اصلا قانع نشدم . لطفا بازم اگه میشه برام بگین .در مورد کامل بودن یا نبودن خدا هم اون بالا گفتم . آخه فکر میکنم درسته که اون ما رو به وجود اورده و ما بهش نیاز داریم . اما کجا معلوم که خودشم به یه خالق بزرگتر نیاز نداشته باشه ؟

پارسا:در مورد عمر خدا هم به رویای گل خودم بگم که:

عزیز دلم اول باید بدنیم عمر یعنی چی؟ بیا با هم فکر کنیم...

عمرم تموم شد یعنی چی؟

یعنی اینکه دیگه زنده نیستم و وجود ندارم و دیگه نیازی به خوردن آب و غذا ندارم ... آدم مرده به چیزی نیاز داره؟.... معلومه نداره... چون دیگه نیست که نیاز داشته باشه... پس خدایی که گفتیم شرط خدا بودنش بی نیازیشه چطور ممکنه عمر داشته باشه ؟ چون اگه عمر داشته باشه مثل همه نیازمنده خیلی چیزاست تا زنده بمونه... درسته؟

پس خدا اصلا وجودش مثل ما نیست که عمر داشته باشه .

وقتی همه چی رو توانایی خدا خلق کرده اگه خدا عمر داشته باشه و روزی قرار باشه بمیره که دیگه همه چی از کار می افته...

بزار یه مثال ساده بزنم که شاید جایی شنیده باشی

وقتی سوار دوچرخه میشی تا زمانی که قدرت داشته باشی و پا بزنی چرخ حرکت میکنه و لی اگه قدرتت تموم شه یا عمرت محدود باشه و بمیری ( خدایی نکرده) دیگه دوچرخه حرکت نمیکنه ...درسته؟

حالا این جهان به این بزرگی که با قدرت خدا حرکت میکنه اگه قرار باشه خدا عمر داشته باشه و روزی بمیره ، یک دفعه از کار می افته...

پس خدا نباید عمر داشته باشه و همیشه هست ...

و اما در مورد اینکه خدا به خالقی بزرگتر نیاز داره یا نه؟

رویای مهربون آخه عزیزم چرا بت پرستها اشتباه میکردن؟ چون چیزی رو خدا میدونن و ستایش میکنن که خودش نیازمنده و خلق شده...

حالا تو بت پرستها رو قبول داری یا نه؟

فکر کن خودت متوجه میشی که خدا نباید خودش خالق داشته باشه ...

 

فکر کن عزیزم


+ نوشته شده در  سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 17:13  توسط پارسا  |