.jpg)
شاید اولین رویارویی این دو پایگاه را بتوان به افتتاح دارالفنون و یا دوران آغازین انتقلاب مشروطه دانست . دوره ای که حوزه سنتی از ایجاد سوال و پاسخ در سکوت به سر می برد و در مقابل شاهد هجوم اندیشه هایی بود که دانشجویان ایرانی ار فرنگ به سوقات می آوردند بود.
حاصل این برخورد پیدایش « آخوند زاده » ها و « شیخ فضل الله نوری » ها در عرصه سیاسی و نظری بوده است .
اما علت و چگونگی تقابل، قابل تامل است و نویسنده شما را به تامل در این خصوص دعوت می کند .
رکود در تولید علم توسط حوزه سنتی باعث شد تا حوزه تازه متولد شده روشنفکری (تجددگرایی) در ایران از لیبرالیسم گرفته تا کمونیسم مجالی برای جلب نظر پرسشگران بیابد .
دو نوع رویارویی را میتوان در خصوص برخورد این دو حوزه برشمرد:
- رکود تولید علم در حوزه سنتی و بهره برداری این حوزه از پاسخهای داده شده در حوزه تجدد برای پرسشهای جدید ( نگاه ویژه حوزه سنتی (دینی) به کانت به عنوان فیلسوف اخلاقگرا وبهره برداری از نظرات وی برای استدلالهای مفاهیم خود)
- عدم از دست دادن پایگاه ایدئولوژیکی حوزه سنتی در مقابل ایدئولوژیهای شکلگرفته بر اثر ورود اندیشه ها و حوزه های معرفتی نو .
پیامدهای این بهره برداری و ستیز سنت و تجدد تا به آنجا انجامید که حتی مفاهیم وارداتی هم دستخوش تحول قرارگرفته و مفاهیمی نه متجددانه و نه سنتی را به ارمغان آوردند که حتی محققین ما که اقدام به پالایش آنها کرده بودند نیز از این مشکل درهم ریختگی معرفتی در امان نبودند ( لیبرالیسم معنوی (مولانایی) دکتر سروش از آن جمله می باشد).
البته این آشفتگی شاید از دیرباز در تاریخ ما ریشه داشته چنانکه دکتر شریعتی می گوید:“ اسلام به ايران كه آمد ديگر نه اسلام ، اسلام ماند و نه ايران ،ايران ، هر دو رفتند نابود شدند و از هر دو جز نامي و يادي و تصويري بر جا نماند“ .
در پایان این نوشته توجه شما خواننده محترم را به دو نمونه از این آثار و نتایج نا مشروع رویارویی جلب می نماید .
در يكي از نامه هاي پولس قديس آمده است كه « به دنيا تشبه پيدا نكنيد». معادل لاتيني اصطلاح « دنيا» واژه saeculus است و بحث سكولاريزاسيون با توجه به همين امر صورت گرفته است، یعنی سکولارها برای آنکه به دنیا توجه داشته باشند ناگزیر از جداییی از مذهب بودند چرا که دین اجازه توجه به دنیا را به آنها نمی داد . این امر در صورتیست که . اسلام، بر خلاف مسيحيت، دين دنيا هم بود ، از این جهت موضع تند حوزه اسلامی به عنوان پایگاه سنتی ایران ، بر خلاف معانی معرفتی و حقیقی مکاتب و واژه ها بوده است .
لائيك در زبان هاي اروپايي به معناي عامه مردم بوده در مقابل پدران روحاني. يعني خارج از كليسا. ما در اسلام چنين چيزي نداريم. اصلاً لائيك و غيرلائيك نداريم. يك كسي مي تواند عالم دين باشد و به قول قدما مكلا يا معمم باشد. هيچ فرقي هم از لحاظ مرتبه ندارند. پس شاید بتوان گفت که دو واژه « روشنفکر لائیک » و « روشنفکر دینی » هم از همین دسته از رویارویی هاست .






